تبليغاتX
دنياي تصوير

دنياي تصوير

رونق سينما با تقويت بخش خصوصي(نظرات علي معلم درباره مصوبه حمايتي دولت از سينما )

 
علي معلم منتقد و تهيه کننده سينما در پي مصوبه هيات دولت مبني بر اينکه از اين پس کمک هاي اشخاص حقيقي و حقوقي براي توسعه صنعت سينما و توليد فيلم هاي فاخر جزء ماليات پرداختي آنها محسوب مي شود، مواردي را مطرح کرد. علي معلم در متن يادداشت خود آورده است؛ «اعلام مصوبه هيات دولت در زمينه ماليات محسوب کردن کمک نهادها و موسسات به حوزه ساخت فيلم و سالن هاي سينما در بدايت امر يک حرکت مثبت و روبه جلو در نجات اقتصادي حوزه بحران زده توليد و نمايش در سينماي ايران به نظر مي رسد، اما وقتي به جزئيات مساله نگاه کنيم اين مصوبه شورآفرين موجي از شادي و هلهله در صنعت سينماي ايران نمي آفريند.» او معتقد است؛ «تصويب اين لايحه که صاحب اين قلم نمي داند چگونه مي تواند در راستاي اجراي اصل خصوصي سازي قرار گيرد، مي خواهد با جذب احتمالي ماليات ها و قراردادن آن در صندوق هاي موسسات دولتي فارابي و سينماشهر هرچه بيشتر نفوذ جريان سرمايه دولتي بر جريان ساخت فيلم (البته از نوع فاخر،) و سالن سازي و تصدي گري آن را افزايش دهد. از اين نظر اعلام اين خبر بيش از آنکه صاحبان اصلي صنعت سينما در ايران (يعني بخش خصوصي) را خوشحال کند، خبر مسرت بخشي براي مديران دولتي در جهت تعيين تکليف جهت گيري سينما و مطابقت با حوزه سلايق شان در امر ساخت و نمايش فيلم است.» معلم اظهار عقيده کرده است؛ «واقعيت اين است که باروري صنعت ملي سينما در ايران جز با تقويت کليت سينماي ايران و تقويت بخش خصوصي در آن صورت نمي پذيرد.
متاسفانه در سال هاي گذشته به رغم حسن نظر نهادهايي همچون مجلس درخصوص افزايش بودجه سينما، به شدت بر حجم فعاليت نهادهاي دولتي افزوده شده تا آنجا که اغلب دست اندرکاران اين هنر - صنعت هم اکنون يا در تلويزيون مشغول کارند يا در برخي فيلم هاي موسوم به فاخر مشغول انجام وظيفه هستند و سهم عملي و نظري جريان مستقل فرهنگي که علي الاصول و مطابق اصول قانون اساسي برعهده آحاد جامعه است و بالطبع رويارويي اين بخش با انبوه مخاطبان که پول بليت مي پردازند را امري ضروري مي پندارد، کم کم در حال تضعيف جدي است. جالب اين است که دستگاه هاي دولتي مسوول در حوزه سينما کمتر خود را موظف به توضيح نحوه عملکرد مالي در اين بخش مي دانند. کليت فعاليت سينما در اين روزها از توليد فيلم گرفته تا تصدي گري سالن هاي سينما و برگزاري جشن ها و جشنواره ها به سرعت متمرکزشده و با سليقه واحد مديران فرهنگي دولتي همخوان است و به طور طبيعي اصل تنوع فرهنگي و چندگانگي نظرات مخاطبان به کلي ناديده انگاشته مي شود. به هرحال به نظر مي آيد شنيدن صداي سکه هاي کمک به سينما به عوض دريافت آن، سهم اصلي صنعت سينما و دست اندرکاران آن در اين مصوبه است.»
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 23:55  توسط   | 

افسردگی !!!!!!

سلام معذرت می خوام از این که مقدمه ای در این متن نمی بینید و خیلی صریح رفتم سر اصل مطلب ؛ چون این متن رو از یه آدم افسرده دریافت می کنید .آدمی که تقریبا 5 ماهه که از دنیای سینما بی خبره . آدمی که وقتی اسم فیلم های جدید میاد فقط پلک می زنه !!! و چند وقته نمی دونه بیژن اشتری در مورد فیلم های جدید چه نظری داره . در واقع آدمی که 6 ماهه دنیای تصویر نخونده و خیلی خیلی خیلی و n تا خیلی افسردست !دنیای تصویر چی شد ؟ کجا رفت ؟ چرا رفت ؟ آخه اصلا برای چی ؟ تو رو خدا فکر نکنید آدم بی بخاری هستم و وقتی مجله ای که عاشقش بودم درش تخته شد ، رفتم پی کارم و گفتم : ای بابا اینم بسته شد ، عیب نداره ، بی خیال !!! نه . خواستم اعتراض کنم ، حرف بزنم ، فریاد کنم : که ای آقایون این کار و نکنید ، با ما این کار و نکنید ، این دنیای تصویره ،این دنیای ماست !ولی کجا می تونستم برم ؟!!!!!!!!!!!!من یه دختر 20 سالم که توی قم زندگی می کنه   چه جوری می تونستم اعتراضم رو به گوش این آقایون برسونم . این که کاری ازم بر نمیاد بیشتر عصبیم می کنه .کاش یه سایتی بود که ما می تونستیم باهاتون در تماس باشیم . با شما و باقی نویسنده های مجله . 1.ممنون از اینکه بودید . خیلی ممنون .شما دنیای ما رو ساختید و محکم هم ساختید

یکی از خوانندگان ارادتمند شما زینب همتی

 

 

                                                                   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 23:10  توسط   | 

داستان خرگوش و خانه سینما

آورده اند خرگوش باهوشي بود که در نزديکي هاي چند روستا زندگي مي کرد و هر وقت در يکي از دهات بساط سور و ساتي علم مي شد آقا خرگوشه زرنگ ما خودش را مي رساند به ته مانده سفره ها و حالي مي برد. تا اينکه روزي دوستان شفيقش به وي گفتند برادر، مراسم عقد و عروسي و ختنه سوران در اين دهات زياد است. حضرتعالي خبر نمي شوي که استفاده بفرمايي، بدين منظور خرگوش ما تصميم گرفت چهار تا طناب به دست و پايش ببندد و سر طناب ها را به دوستانش در چهار روستا بدهد تا هر موقع خبري شد سر طناب را بکشند تا عزيز دل ما برود و نوش جان کند ته مانده سفره ها را. اوضاع به خوبي پيش مي رفت و خرگوش تپل مپل ما به خودش مي رسيد تا اينکه يک روز در هر چهارتا ده بساط هاي مناسبي تدارک ديده و مراسم متنوعي گرفته شد. دوستان خرگوش هر کدام سر طناب ها را مي کشيدند و خرگوش زرنگ ما که طناب ها را محکم دور خود بسته بود حيوونکي به چند قسمت تقسيم شد و به اصطلاح عوام جر خورد،
جشن دوازدهم خانه سينما امسال به نحو عجيبي سرنوشت خوش فرجامي نداشت؛ جايي في مابين صنف، مردم، مديران دولتي و تجارت ايستاد و شد آنچه شد. حقير به ساير مسائل مربوط به جشن و خانه(از جمله نحوه اجرا، داستان تغيير مديريت و غيره و ذالک) فعلاً کاري ندارم. اما خود را موظف مي دانم به عنوان يکي از آحاد جامعه سينمايي کشور و يکي از اعضاي سابق هيات مديره خانه که مدت دو سال سعي کرديم روش هاي معقولي جهت اداره اين مجموعه در پي بگيريم تا وفاق مناسبي در مجموعه سينمايي کشور و نهادهاي مختلف (از جمله مديريت دولتي و همگرايي صنفي) به وجود آيد، طرح چند پرسش را به عهده بگيرم.
امسال دوستان ما در مديريت خانه سينما سعي کردند آيين نامه تصويب شده جشن را دورکي، بزنند و چند فيلم بدون پروانه نمايش را وارد مرحله داوري بکنند.خب تا اينجاي قضيه اين ميزان از شجاعت و مديريت در استيفاي حقوق فيلم هايي که حق حضور در جشن صنفي خود را داشته مانعي نداشت. اشکال از اينجا پديد آمد که برخي از فيلم ها شامل مراحم دوستان ما نشدند (از جمله دو فيلم سنتوري و آتشکار که به لحاظ قانوني داراي پروانه نمايش هم بودند يا تسويه حساب خانم ميلاني). اگر قرار بود عدالت صنفي رعايت شود و پروانه نمايش ملاک نباشد چگونه فيلم هاي ديگر شايسته اين عدالت صنفي نبودند؟ اگر قرار بود خانه در مقابل برخي نهادها موضع بگيرد و جواب دندان شکن بدهد چرا اين الطاف شامل حال همه نشد؟ شايد هواي يکي دو دوست کمي تا قسمتي شلوغ که قبلاً نيز انتقادهايي به مديريت خانه در چند ماهه اخير داشته اند کفايت مي کرد تا با نمايش «کتاب قانون» و «صدسال به اين سال ها» و قرار گرفتن شان در فهرست کانديداها سر و صداها را بخواباند و البته هواي فيلم ديگري مثل «خاک آشنا» را به عنوان سمبل پسند مطبوعات و جريان معترض داشتن و جايزه دادن، بخش ديگري از اين سناريوي چماق و هويج بود تا دوستان ما در مديريت خانه سينما با عکس شش در چهارشان چهره حق به جانب نزد جريان رسانه يي بگيرند و الخ. حال بگذريم که آن فيلم جايزه کارگرداني گرفته و تحسين شده با سرمايه مشترک يکي از حاميان مالي جشن (يکي از بانک ها) توليد شده بود و احياناً حضورش در جشن ها بارهاي ديگري هم داشت و فيلم برگزيده هم به هرحال قرار بود حالي به جريان رسمي سينما بدهد و... به هرحال جشن دوازدهم در حالي برگزار شد که غير از فعالان بخش ساختمان در برج ميلاد و جماعتي که در بزرگراه همت به خانه هايشان نمي رفتند و مي ايستادند و چندين و چند دوست دست اندرکار ديگر که ذوق همکاري شان به عادت عدالت نمايشان مي چربيد، با کمترين ميزان حضور آحاد سينما و چهره هاي شناخته شده و تقليل يافته ترين حضور مقامات رسمي و دولتي برگزار شد و در مقايسه با جشن يازدهم که از وزير فرهنگ و معاون سينمايي گرفته تا گروه زيادي از دست اندرکاران سينما در آن حضور داشتند اين نقصان چشمگير بود. همين.
شايد صاحب اين مقال در آينده بخواهد مناظر ديگري از موضوع سينما را در همين راستا با شما تعريف کند چرا که معتقد است به قول آن عزيز کاميون نشين «تا خوب نشيم خوب نمي شه»،                     

علی معلم (به نقل از روزنامه اعتماد)

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 21:3  توسط   | 

علی معلم: فقدان استراژی فرهنگی سینمای ایران را دچار معضل فعلی کرده است

خبرگزاري فارس: علي معلم، منتقد سينما، با بيان اينكه از ميان مسئولان تنها رهبر معظم انقلاب در تبيين رويكرد كلي نظام فرهنگي در مورد سينما به اظهارنظر پرداخته اند،‌ گفت:فقدان استراتژي فرهنگي سينماي ايران را دچار معضل فعلي كرده است.

اين تهيه‌كننده سينما در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس، در واكنش گفت‌وگوي «مجيد مجيدي» با خبرگزاري فارس در مورد لزوم «پوست‌اندازي سينماي ايران»، گفت: سينماي ايران بعد از انقلاب دوران‌ مختلفي را پشت سر گذاشته كه در هر دوره‌ اين انتظار وجود داشت كه اين سينما در واقع يك حركت رو به جلو داشته باشد. به طور مثال از لحاظ تكنيك در سينماي ايران، از يك مقطع در سال‌هاي بعد از انقلاب رشد داشته‌ايم كه و شاهد فرآيند بهتري در فيلم‌هاي‌مان بوده‌ايم.
وي افزود: همچنين از لحاظ محتوايي با جنبه‌هاي مختلف مفهومي كه مي‌توانست مورد استفاده قرار گيرد، اين سير مشاهده مي‌شود كه در نتيجه، موجب شده تا موقعيت سينماي ايران در عرصه‌هاي داخلي و خارجي استوار شود اما بايد در نظر بگيريم كه اين مرحله از 5 سال گذشته سير نزولي به خود گرفته است.
معلم ادامه داد: در واقع طي سال‌هاي گذشته، نه تنها سينماي ايران در تمامي زمينه‌ها پيشرفت نداشته است بلكه در پاره‌اي از زمينه‌ها بازگشتي به دوران ما قبل از دهه 70 داشته است، يعني به نظر من يك سينماي شعاري كه هنوز هم ردپاي آن ديده مي‌شود و در بسياري از موارد هم كه مربوط به سينماي نخبه‌پسند مي‌شد، فيلسازان به موضوعات تكراري به شيوه نوعي از سينماگران واقع‌گرا (مانند عباس كيارستمي) و پيروان سبك او رجوع داشته‌اند.
اين منتقد سينما‌ تصريح كرد: متاسفانه نسل جديدي هم كه وارد سينما شد به يكي از اين دو مسير گرايش پيدا كرد، يعني يك مسير كه همان مسير فيلم‌هاي سنتي فارسي اما با شكل و شمايل و رنگ و لعاب جديد بود و بخشي هم به سراغ همان سوژه‌هاي بي‌چيز و فقير از لحاظ موضوعي و محتوايي رفتند و در واقع فيلم‌هايي بدون داستان و طرح ساخته شد كه شباهت‌هاي اندكي به فيلم‌هاي كيارستمي و شهيد ثالث داشتند كه هر دوي اينها گام‌ رو به جلو محسوب نمي‌شدند.
معلم افزود: بنابراين در اثر همين روند از اوايل دهه 80 سينماي ايران با كاهش چشمگير مخاطب مواجه شد و از نظر بازار جهاني نيز به شدت افت كرديم كه طي سال‌هاي اخير تنها با يكي دو فيلم در جشنواره هاي مهم حضور داشتيم و بعد از آن تنها يكي دو اسم آن هم تنها به واسطه اسم خودشان نه به لحاظ كيفيت آثارشان در جشنواره‌هاي بين‌المللي حضور داشتند و به همين دليل ما در هر دو جبهه داخلي و بين‌المللي به نوعي شكست را متحمل شده‌ايم.
مدير جشن حافظ سينماي ايران با تشريح دلايل شكست سينماي ايران در سال‌هاي اخير در عرصه‌هاي گوناگون گفت: يكي از مهمترين دلايل اين است كه سينماي ايران در بخش مديريت فرهنگي هيچگاه جايگاه مناسبي نداشته است و متاسفانه مديريت فرهنگي ما در حوزه سينما اساسا استراتژي خاصي نداشته است و هنوز هم فاقد استراتژي است كه به اعتقاد من با روند كنوني در آينده نيز استراتژي خاصي نخواهد داشت چراكه تا كنون تنها مقام معظم رهبري در تبيين رويكرد كلي نظام فرهنگي در مورد سينما به اظهارنظر پرداخته اند.
وي ادامه داد: متأسفانه هيچ‌كدام از مسؤولين حتي رياست جمهوري در مورد لزوم توجه به مسايل كلان فرهنگي اظهارنظر نكرده‌اند و شما در مصاحبه‌هاي مسؤولين مختلف هيچگونه استراتژي و خط مشي واحدي را در خصوص مسايل فرهنگي مشاهده نمي‌كنيد بنابراين فقدان استراتژي فرهنگي سينماي ايران را دچار معضل فعلي كرده است.
معلم تصريح كرد: وقتي صحبت از مديريت فرهنگي در بخش سينما مي‌شود، منظور تنها معاونت سينمايي و بنياد سينمايي فارابي نيست چرا كه اين مديريت نيز مديريت مشخصي نبوده است كه در آن، همه بر سر موضوعي وفاق داشته باشند بلكه هر كسي ساز خودش را زده است. به همين دليل، به اعتقاد من سينماي ايران در دوره فعلي شكست‌خورده‌ترين دوران خود را سپري مي‌كند و اين را مي‌توان از طريق بررسي تعداد فيلم‌هاي توليدي، بازگشت سرمايه و تعداد سوژه‌هاي سفارشي پي برد.
اين منتقد سينمايي خاطر نشان كرد: در يك چنين شرايطي طبيعي است كه سينماي ايران بخواهد از يك چنين چاله‌اي بيرون بيايد و به تعبير «مجيد مجيدي» مستلزم يك پوست‌اندازي و چينش دوباره است و اين چينش دوباره طبيعتا در ابتدا بايد در بخش‌هاي مديريتي سينما - بازهم تأكيد مي‌كنم نه در مديريت دولتي به مثابه معاونت سينمايي- اتفاق بيافتد و بعد وارد جريان فيلمسازي شود كه به شدت به لحاظ موضوعي و پيدا كردن سوژه‌هاي مناسب لاغر شده است.
وي افزود: منظور از نبود سوژه‌هاي مناسب، تنها سوژه‌هاي اجتماعي نيست بلكه به نظر مي آيد كه جولان و پرواز انديشه‌ها براي پيدا كردن سوژه‌هاي جديد به هر حال متوقف شده است و اهل سينما و دست‌اندركارانش در حوزه‌هاي ديگر به كار گرفته شده‌اند و دارند به شدت در تلويزيون و سريال‌ها مصرف مي‌شوند، بنابراين نيروهاي زبده و متخصص كه بايد سالانه يك الي دو كار را انجام بدهند، به ورطه فعاليت بيش از حد با حجم كاري بسيار زياد افتاده‌اند و همين موضوع باعث افت كيفيت كارها شده است.
معلم در پاسخ به سوال كه چه كار بايد كرد كه براي سينماي ايران در سال‌هاي آينده، لفظ شكست خورده به كار برده نشود، به خبرنگار سينمايي فارس گفت: واقعيت ماجرا اين است كه ما نياز به يك توسعه همه‌جانبه داريم، متأسفانه توسعه در كشور ما همواره يك شاخه‌اش مطرح بوده است. درست مانند مدرنيسم كه فقط ماشينيسم در مدرنيسم به ايران آمد اما خود مدرنيسم نيامد. توسعه همه جانبه هم اتفاق نمي‌افتد مگر اينكه ما در حوزه تئوري و عمل جرياني كه قرار است اين تئوري‌ها را به عمل تبديل كند (همان مديريت) به شاخصه‌هاي روشن و همگام برسيم.
اين تهيه كننده سينماي ايران تصريح كرد: شما نمي‌توانيد تنها يك حوزه را به جلو ببريد. مثلا حوزه تئوريك و نقد سينما جلو برود اما جريان
تكنيكي سينما افت پيدا كند، يا جريان نمايشي و سالني سينما تضعيف شود اما جريان ويدئو رشد كند. در واقع اگر هر كدام از اين شاخصه‌ها رشد بيجا كنند باعث افت بدنه سينما مي‌شوند و راه حل برون رفت سينماي ايران از موقعيت فعلي (كه به اعتقاد من موقعيت بحراني ندارد بلكه موقعيت امروز سينماي ايران موقعيتي شكست خورده است) شناسايي استعدادهاي بالقوه و حمايت از آنها است.
وي ادامه داد: در سينماي ايران پتناسيل‌هاي بسيار قوي وجود دارد و به نظر من جزو معدود كشورهايي هستيم كه بالقوه داراي استعداد فيلمسازي هستند و همين ها سينماي ايران را نگه داشته‌اند و براي اين كه سينما جلو برود، احتياج به توسعه همه جانبه - از پيدا كردن استعدادهاي جديد تا پيدا كردن راه‌حل‌هاي كارشناسي و تكنيكي، گسترش سرمايه و بازارهاي جهاني و...- داريم كه همه اينها مي‌تواند سينماي ايران را از اين چرخه معيوبي كه درش قرار دارد و از يك جايي به بعد توان پرواز كردن را ندارد، نجات دهد.
معلم در ادامه اظهار داشت: سينماي امروز ايران مانند گنجشكي مي‌ماند كه قابليت دل سپردن به آسمان را ندارد و با اين بال‌ها و خوراك ضعيف طبيعتا روز به روز توانش را بيشتر از دست خواهد داد و اگر ما مي‌خواهيم اين توان را افزايش دهيم طبيعتا بايد در همه ابعاد و زمينه‌ها خلاقيت لازم صورت گيرد از جمله در اصلي‌ترين بخش يعني مديريت سينما كه متاسفانه جاي خودش را تنها به توليد چند فيلم سفارشي داده است.
اين منتقد سينمايي در پايان خاطر نشان كرد:متاسفانه امروزه تمام بودجه‌هاي سينمايي تنها براي دو كار هزينه مي شود در حالي كه در گذشته از توليد 60 فيلم حمايت مي‌شد و ديگر اين آزمون و خطا در مديريت فرهنگي وجود ندارد كه از ميان اين توليدات به 10 فيلم خوب برسيم و متاسفانه ديگر اين قضيه نيز فراموش شده است و استراتژي مديريت سينما به هم ريخته و آشفته است

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 10:13  توسط   | 

رضا درستکار: علاوه بر سینمای ایران مدیران سینمایی نیز از فقدان ماهنامه دنیای تصویر متضرر می شوند

تهران- خبر گزاری کار ایران :رضا درستکار منتقد سینما گفت: خلا منتشر نشدن ماهنامه دنیای تصویر به خوبی حس می شود و من معتقدم از فقدان این نشریه نه تنها سینمای ایران بلکه معاونت سینمایی و مدیران سینمایی نیز متضرر می شوند.درستکار به خبرنگار سینمایی ایلنا گفت:سینمای ایران و مدیران سینمایی همواره نیازمند نقد درست و سالم و سازنده هستند و وجود یک نشریه با منتقدان حرفه ای و پرتجربه تضمین بسیار خوبی برای موفقیت سینمای ایران است.درستکار گفت: یک مدیر سینمایی زمانی می تواند ارزیابی دقیقی از وضعیت سینما داشته باشد که رسانه ها و خبر نگاران نگاهی نقا دانه به مسائل سینما داشته باشند وی توضیح داد:هم اکنون در فقدان ماهنامه دنیای تصویر ماهنامه فیلم به تنهایی نمی تواند پرکننده خلا نقد در سینمای ایران باشدو این برای سینمای ایران خطر ناک است

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 10:9  توسط   | 

باز گشت بدون تصویر

دیشب، وقتی که بعد از هفت ماه، دوباره برگشتم ایران، داخل فرودگاه امام خمینی، در به در دنبال یه کیوسک یا مغازه فروش مجله و روزنامه می گشتم. در تمام مدتی که به خاطر تحصیل، در فلورانس بودم، اگر نگم هر روز، ولی دیگه هفته ای یک بار، با خودم فکر می کردم که داخل سپتامبر که برگشتم ایران، مادرم باید 6-7 تا مجله دنیای تصویر، که همیشه برام می خردیدند و بهم بدند. گشتم تا این مدتی که طول می کشه تا پرواز اصفهان برسه، حد اقل آخرین شماره مجله شما رو بخونم. داخل پیشخون جلوی فروشگاه، جایی که همیشه عادت کرده بودیم، اولین مجله ای که می بینیم، دنیای تصویر باشه، دیدم خبری ازش نیست. پیش خودم فکر کردم که لابد دوباره مثل برق و باد فروش رفته. رفتم تو:

-آقا، ببخشید. دنیای تصویر دارید؟؟؟

-ای آقااااا!!! چند وقته ایران نبودی؟؟؟

-7 ماه!

-از شب عید تا حالا توقیفش کردند...

-چی؟ چرا؟

-چه میدونم. ایرانه دیگه. خودت که میدونی....

-علتش چیه؟؟؟

-والا یه سری میگن فیلم های مستهجن هالیوود و تبلیغ می کرده. یه سری می گن عکس های مبتذل چاپ می کرده و ........

دیگه هیچی نگفتم و اومدم بیرون. روی صندلی های سالن انتظار نشستم. لپ تابم رو در آوردم و تصمیم گرفتم که این ایمیل و برای شما بفرستم...

آقای معلم:

قبل از هر چیز، واقعا می خوام تاسف بخورم به حال این مملکت. مملکتی که توش، شاه کشی رسم شده. جایی که اگه تظاهر نکنی که با اونا هم عقیده هستی، زندگیت و باختی. خیلی انتظار کشیدم تا دوباره برگردم ایران. پیش مادرم. پیش پدرم و خانواده ام. اما همین الآن پشیمونم. دلم میخواد یه جایی برم و دیگه اسم ایران و نیارم. یا حداقل تا وقتی که آدم هاش این قدر کوته فکرن، به کسی نگم که نژاد من آریایی هست. جد من کوروش و داریوش هست. و فرهنگم بر می گرده به آرش ها و رستم ها و .........

چرا باید مجله شما توقیف بشه؟؟؟

و سوال مهمتر من. چرا باید 6 ماه از توقیف این مجله ی وزین بگذره، و آقای علی معلم، که کل سینمای ایران، اون و میشناسه و کل ملت ایران دوستش داره، هیچ کاری نکنه....

خیلی دلم براتون تنگ شده. برای مجله هاتون. برای معرفی فیلم هاتون. عادت کرده بودم که هر وقت مجله ی شما رو می خوندم، میرفتم و فیلم های شما رو داخل ایتالیا گیر می آوردم و می دیدم.

به هر حال، خواهش من از شما اینه که لطفا هر کاری می تونید بکنید. و یادتون باشه که داخل ایران، هزاران نفر هستند، که بی صبرانه منتظر بازگشت شما هستند.

شما، گردن سینمای ایران ، فرهنگ ایران، و هنر ایران حق دارید و از خداوند، موفقیت شما رو در تمامی مراحل زندگی، همچون قبل، خواستارم....

قربان شما.

از طرف یک عاشق علی معلم.....

 عرفان شورا (یکی از خوانندگان)

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 10:35  توسط   |