<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دنياي تصوير</title>
<link>http://donyayetasvir.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 05 Jul 2008 11:21:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بازهم سینماگران آزادی دنیای تصویر را خواستار شدند!</title>
<link>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=postbody align=justify&gt;دومين جشن منتقدان و نويسندگان سينمايي در حالي چند شب پیش در تالار و&lt;A id=mainImageURL href=&quot;http://www.bornanews.com/Images/News/larg_pic/10-4-1387/IMAGE633505074345000000.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG id=mainImage style=&quot;BORDER-RIGHT: black 1px solid; BORDER-TOP: black 1px solid; MARGIN: 0px 20px 20px 0px; BORDER-LEFT: black 1px solid; WIDTH: 188px; BORDER-BOTTOM: black 1px solid; HEIGHT: 128px&quot; height=112 src=&quot;http://www.bornanews.com/Images/News/Smal_Pic/10-4-1387/IMAGE633505074345000000.jpg&quot; width=164 align=left&gt;&lt;/A&gt;حدت برگزار شد که موضوع توقيف مجله هاي «هفت» و «دنياي تصوير» يکي از مطالباتي بود که سينماگران از مسئولان داشتند. اولين نفر «علي معلم» مدير مسئول ماهنامه لغو امتياز شده &quot;دنياي تصوير&quot; بود که در هنگام دريافت جايزه خود در بخش تقدير از اعضاي سابق انجمن منتقدان ونويسندگان سينمايي ضمن تشکر از همکاران منتقد خود براي دريافت اين جايزه، گفت: الان شرايط خانه سينما و موقعيت انجمن منتقدان مناسب است. من اميدوارم انجمن منتقدان موضوع رفع توقيف از دنياي تصوير را پي گيري کنند زيرا عکس العمل نشان دادن نسبت به اين موضوع جزء وظايف انجمن هاي صنفيتلاش منتقدان از اين بهتر و مهم تر شود.  است. &lt;/DIV&gt;&lt;BLOGEXTENDEDPOST&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Jul 2008 11:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=donyayetasvir&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>donyayetasvir</dc:creator>
<guid>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>«دنیای تصویر» مایه‌ی فخر ما بود!</title>
<link>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;با عرض سلام خدمت تمامی خدمتگزاران فرهنگ و هنر، دلسوزان اطلاع‌رسانی به من و ما و سلام به تمامی ِ شما گروه عزیز و دوست‌داشتنی که ما همواره در حال مبادله‌ی احساس هستیم با شما، نه از نزدیک بلکه از لمس و دیدار توسط دریچه‌ای دوست‌داشتنی‌تر دنیای تصویر از دریچه‌های دیگرِ به ظاهر زیبا؛ دریچه‌ی ورود به دنیای تصویر؛ سلام  من به جناب معلم عزیز که بالحق و الانصاف حق معلمی بر گردن تمامی کسانی دارد که از ‌دنیای تصویر ایشان آموخته‌اند، شنیده‌اند و نگریسته‌اند. باز هم سلام به شما خانواده‌ی بزرگ ‌دنیای تصویر که دوستداران‌تان بسیارند و بدخواهان‌تان بسیارتر... مدت‌ها به دنبال بهانه‌ای بودم که برای دنیای زیبای خودم بنویسم. شاید از همان روزهای اول که یک دوست، دنیای تصویر را به من هدیه داد و من دیدم که تشنگی ِ سیری‌ناپذیری من در وادی هنر را دنیای تصویر ِ عزیز سیراب کرد. دنیای تصویر برای من یک مجله نبود، بلکه دریچه‌ای تازه گشوده شده بود که من تازگی‌ها را ببینم. از آن روز به بعد، من تشنه و تشنه‌تر می‌شدم برای لمس شماره‌های تازه‌تر و کارِ من به جایی رسید که تا به امروز تمامی شمارگان موجود را بارها و بارها با لذت و با تازگی مرور کرده و به اصطلاح تمامی مطالب آنها را خوانده‌ام! چند سال گذشت، مجله‌ی عزیزم پربارتر شد و من با شروع هر ماه جدید به دنبال نسخه‌ای دیگر از دنیای تصویر بودم. شاید باورش سخت باشد اما من که به نوعی انسانی گوشه‌گیر و منزوی هستم با در دست گرفتن هر شماره از این دنیای زیبا، شادی و شعف زیادی وجودم را در بر می‌گرفت. امروزه تمام دارایی من، شمارگان قبلی‌اند و من از ابتدای ماه اردیبهشت، به شدت غمگین و عصبانیم و احساس می‌کنم تنها دوستم را از دست داده‌ام. به شدت عصبانیم از توقیف نشریه‌ی زیبای خودم توسط انسانی‌هایی که به ظاهر خواهان پیشرفت هستند. دلیل‌شان را نمی‌دانم و نمی‌خواهم بدانم، چون یقین دارم خود آن افرادی که حکم توقف نشر را صادر کرده‌اند، خود نیز نمی‌دانند که چرا؟! دنیای تصویر یک آینه است و آینه، چیزی جز حقیقت را نشان نمی‌دهد و شاید حقیقت به مذاق بعضی‌ها خوش نیامده است.&lt;BR&gt;من از طریق شما با دنیای سینما که عشق من است، آشنا شدم و مثل کودکی از دوران دبستان تا به امروز پله‌های رشد را در این هنر توسط شما طی کردم. آرشیو مجله‌های من تبدیل شده به اطلاعاتی بس زیاد و مفید در مغز من و راهنمایی‌های شما باعث شده من خودم را رودرروی کسانی ببینم و با ایشان آشنا شوم که در ینگه‌ی دنیا مشغول کارند و کارشان به‌مانند شما، هنر است و بس...&lt;BR&gt;اطلاعات شما، در مورد فیلم‌ها و هنرمندان دنیا، باعث شده که من آرشیوی از حدود 600 فیلم جمع‌آوری کنم. آرشیوی که جز با راهنمایی ِ «دنیای زیبای تصویر» هرگز جمع نمی‌شد. آرشیوی که متأسفانه به دست آوردنش در این دنیا بسیار سخت است.&lt;BR&gt;جناب معلم&lt;BR&gt;باورش عجیب نیست؟ که من آن فیلم‌هایی را تهیه کرده‌ام که شما و دوستان عزیزتان به نوعی آن را پسندیده‌اید؟ در شماره‌ی آخر شما، یعنی شماره‌ی ویژه‌ی نوروز که چه تلخ تمام شد برای من، شما همه چیز داشتید. از آن مقدمه‌ی دلنشین و زیبای شما که من از این قسمت‌اش بسیار لذت بردم تا معرفی فیلم‌ها و تازه‌های سینما و حتی رابطه‌ی استالین و سینما.&lt;BR&gt;«از آنجا که به داشته‌هایمان آگاه نیستیم، با خودمان بدیم و عاشق دیگران. اگر دیگران (بیرون از مرزها) تأییدمان کنند، عشق می‌کنیم. اما خودمان پاسدار ارزش‌هایمان نیستیم. غریب‌نواز و خودزَن!!!... سدسازیم، دائم سدهایی درست می‌کنیم که خودمان هم پشت‌اش گیر می‌کنیم، بعد آن را می‌شکنیم، حیف‌مان می‌آید سد دیگری درست نکنیم و...»&lt;BR&gt;می‌دانید با چه زحمتی فیلم‌هایی چون بادبادک‌باز، در دل طبیعت، جایی برای پیرمردها نیست و... را تهیه کردم؟ مطالب شما و دوستان‌مان همواره راهنمایی‌ست برای تشنگانی چون من... اما صد افسوس که 20 روز گذشت و من هر روز ناامیدانه از این کیوسک به آن کیوسک می‌روم و طلب ‌دنیای تصویر زیبایم را می‌کنم. دیروز یکی از دوستان دکه‌دار به من گفت: «محمدرضا، فکر نمی‌کنم دیگر دنیای تصویر منتشر شود» و به خدا قسم انگار آب سردی روی من ریخته شد. به اینترنت مراجعه کردم و در چند سایت نظر خودم را در مورد تعطیلی نشریه درج کردم. نظراتی همراه با خشونت و نفرت از قدرتی که این کار را کرد. اگر چه آنهایی که این کار را کردند باید ببینند و بشنوند اما هرگز حاضر نیستند چشم‌ها و گوش‌هایشان را باز کنند.&lt;BR&gt;«چشم‌ها را باید شست&lt;BR&gt;جور دیگر باید دید»&lt;BR&gt;اما من انتظار می‌کشم و یقین دارم به زودی «دنیای زیبای من» با زیبایی و تلالو بیشتر، خود را به من نشان خواهد داد. اندوه امروز را به بهای شادی آن روز، تحمل می‌کنم و از خداوند می‌خواهم بعضی‌ها را که خودشان هم نمی‌دانند چه می‌کنند به راه راست هدایت کند. در دنیای تصویر، هیچ چیزی جز زیبایی و لمس تصویر به کمک شما ندیده‌ام. شما نه نشر اکاذیب کرده‌اید، نه شایعه‌سازی، نه به شعور مخاطب توهین کرده‌اید و نه با آبروی این و آن بازی کرده‌اید. دنیای تصویر مایه‌ی فخر است در دورانی که همگان تشنه‌ی فضولی کردن در زندگی این و آنند. دنیای تصویر به‌مانند گفته‌ی قلب‌ام، آینه است، شفاف و بدون لک... من منتظرم و انتظار دارم به زودی مرا شاد کنید.&lt;BR&gt;جناب معلم، از این لحظه به بعد، من شما را «استاد» خطاب می‌کنم، استادی که هرگز لیاقت دیدارشان را نداشته‌ام. جناب استاد، شما و تمامی خانواده‌ی بزرگ‌تان را دوست دارم. چه واژه‌ی غریبی است «دوستت دارم گفتن» در روزگاری که به جرم دوست داشتن و دوست داشته شدن، حکم همگان توقیف است.&lt;BR&gt;از صمیم قلب آرزو می‌کنم به زودی شما، نشرِ دوباره‌ی «دنیای زیبای تصویر» را آغاز کنید. من منتظر آن لحظه آنقدر به شما و دنیای تصویر علاقه دارم که وقتی نامه‌ام را مرور کردم از این همه احساس یکه خوردم. این نوشته‌ها را به حساب درد و دل من بگذارید. اما این حقیقت است که دوست‌تان دارم.&lt;BR&gt;در پناه حق، موفق باشید و مرا بیش از این چشم‌انتظار نگذارید.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و به قول استاد معلم عزیز&lt;BR&gt;و این هم از «حافظ»مان که می‌گوید:&lt;BR&gt;«اگر چه عرض هنر پیش یار، بی‌ادبی است&lt;BR&gt;زبان خموش و لیکن دهان پر از عربی است&lt;BR&gt;پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حُسن&lt;BR&gt;بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجب است&lt;BR&gt;....&lt;BR&gt;بیار می که چو حافظ هزارم استظهار&lt;BR&gt;به گریه‌ی سحری و نیاز نیم شبی است»&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;محمدرضا خرسند&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Jun 2008 07:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=donyayetasvir&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>donyayetasvir</dc:creator>
<guid>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فیلم جشن دنیای تصویر به بازار آمد</title>
<link>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;P class=textView align=justify&gt;هنوز که از داستان لغو امتیاز نشریه دنیای تصویر خبری نیست و همچنان....ولی همین را بدانید که دي&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 166px; HEIGHT: 220px&quot; height=407 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://207.176.218.145/Multimedia/pics/1387/3/Art/174.jpg&quot; width=277 align=left border=0&gt; وي دي دهمين جشن سينمايي، تلويزيون «دنياي تصوير» با عنوان «شب شيرين» در بازار عرضه شد. اين فيلم كه توسط موسسه‌ رسانه‌هاي تصويري عرضه‌شده در 4 ساعت در برگيرنده‌ي كامل جشن «دنياي تصوير» است، كه تيرماه سال گذشته در تالار وزارت كشور برگزار شد. بهرام بيضايي كارگردان سينما و تئاتر ايران در اين مراسم تنديس ويژه‌ي دهمين دوره‌ي اين جشن را به‌خاطر يك دهه فعاليت به عنوان هنرمند ماندگار در تاريخ سينماي ايران دريافت كرد و جمشيد مشايخي هم تنديس يك عمر فعاليت هنري را گرفت وبرگزيدگان تلويزيوني و سينمايي هم معرفي شدند. دراين جشن افرادي چون عزت‌اله انتظامي، پرويز پرستويي، بهرام بيضايي، جشيد مشايخي، علي پروين، حشمت‌ مهاجراني، خسرو شكيبايي، داريوش ارجمند، مهران مديري، سيف‌اله داد، رخشان بني‌اعتماد، رضا كيانيان، سعيد راد و ... حضور داشتند. اين DVD با قيمت دوهزار تومان به فروش مي‌رسد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 May 2008 13:11:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=donyayetasvir&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>donyayetasvir</dc:creator>
<guid>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این ده نفر: علی معلّم</title>
<link>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;واکنشی که هفته گذشته 121 سینماگر ایرانی نسبت به خاموشی مجله دنیای تصویر ابراز کردند بیش از هر چیزی نشان داد این نشریه سینمایی با 17 سال سابقه حضور در عرصه فرهنگ و هنر نزد فعالان این عرصه چه جایگاه ممتازی دارد و این جایگاه و اعتبار را سینماگران به خوبی می‌شناسند و به آن احترام می‌گذارند. علی معلم به عنوان مدیرمسئول این ماهنامه سینمایی و به عنوان کسی که برای سینمای این مملکت زحمات فراموش ناشدنی و دلسوزانه‌ای کشیده، اکنون و بعد از اتفاقاتی که در مدت یک ماهه اخیر و به دنبال توقیف مجله‌اش رخ داده و حمایت‌های مهمترین سینماگران کشور، بیش از هر زمان دیگر هم میزان محبوبیت و جایگاه خود و مجله‌اش را شناخته و هم به احتمال زیاد بعد از بازگشت به دنیای مطبوعات سینمایی، انرژی بیشتری را برای مخاطبان دلسوز و وفادارش صرف خواهد کرد. با علی معلم هم باید در این لحظه موافق بود که اگر یک مجله سینمایی با حفظ اصالت و شخصیت خود برای مخاطبان غیرحرفه‌ای سینما هم جذاب شود، این یک حسن و پیروزی در راستای اهداف غیرمبتذل و درازمدت است. اینکه مخاطبان نه چندان جدی سینما حتی برای تفریح و گذراندن اوقات فراغت دنیای تصویر را ورق بزنند، به خودی خود می‌تواند یک حرکت فرهنگی باشد و زمینه‌سازی این شروع نیز خود یک حرکت فرهنگی است. به هر حال نگرش و تعهد از یک جایی باید آغاز شود. دنیای تصویر در طول 17 سال زمان انتشارش هم ضرورت تشریح و توضیح سینمای عامه‌پسند را به خوبی ارائه کرده و هم سینمای متعهد، ملی، معناگرا و هنری را به درستی معرفی کرده و شناسانده است. درست مثل دو فیلمی که شخص علی معلم آنها را تهیه کرده. هم گاوخونی و هم ازدواج به سبک ایرانی نگاهی از جنس تعهد و تعلق خاطر به دنیای هنر و سینما را در خود دارند و علی معلم به خوبی می‌داند که با هر کسی باید به زبان خودش صحبت کرد. فیلم اول فیلم محبوب منتقدان است و دومی به واسطه فروش‌اش فیلم محبوب مخاطب ایرانی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به روایت روزنامه اعتماد، پنجشنبه 29 فروردین 1387&lt;BR&gt; نویسنده: احمد سالک&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 May 2008 15:12:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=donyayetasvir&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>donyayetasvir</dc:creator>
<guid>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درباره «دنیای تصویر» که لغو امتیاز شد</title>
<link>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;مثل فیلم‌های 70 میلیمتری&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در آخرین روزهای سال قبل، خبر آمد که تعدادی از نشریات از &lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;سوی&lt;/FONT&gt; هیأت نظارت بر مطبوعات لغو امتیاز شده‌اند. در میان این نشریات نام مجلات وزینی تچون دنیای تصویر نیز به چشم می‌خورد.&lt;BR&gt;دنیای تصویر در شرایطی لغو امتیاز شد که علی معلم مدیر مسئول و سردبیرش 17 سال بود آن را منتشر می‌کرد. چه در سال‌های سخت ابتدایی که مجله زیان‌ده بود و چه در این دوران که دیگر به ثبات رسیده بود. بسته شدن دنیای تصویر ضربه‌ای برای همه دوستداران سینما بود.&lt;BR&gt;در زمستان سال 1370، کسانی که گذرشان به کیوسک‌های مطبوعاتی می‌افتاد، تصویر مجله‌ای را می‌دیدند با قطع بزرگ که روی جلدش فرامرز قریبیان در نمایی از رد پای گرگ‌‌ بود. مجله‌ای سینمایی که قطع‌اش تا اندازه‌ای تداعی‌کننده یکی از دوره‌های دیرپاترین مجله سینمایی قبل از انقلاب بود.&lt;BR&gt;مجله‌ای که خیلی زود توانست بعد از فیلم، جایگاه خود را میان اهالی سینما و سینمادوستان تثبیت کند.&lt;BR&gt;تفاوت دنیای تصویر با نشریات سینمایی دیگر، تنها در قطع‌اش نبود. در شرایطی که اغلب ماهنامه‌های جدید، فیلم را الگوی خود قرار داده بودند، علی معلم کوشید تا در مسری متفاوت قدم بردارد. مثلا ماهنامه فیلم به سمت سینمای نخبه‌گرا گرایش داشت و از سینمای هنری اروپا حمایت می‌کرد. ولی دنیای تصویر به سمت سینمای حرفه‌ای آمریکا گرایش داشت. سینمایی که جذاب و پرمخاطب و خوش‌ساخت بود.&lt;BR&gt;دنیای تصویر جایی موقعیت‌اش تثبیت شد که در نقطه مقابل ماهنامه فیلم ایستاد. نکته اینجا بود که وقتی خود فیلم وجود داشت، نشریه‌ای که کپی کمرنگی از آن باشد، لطفی نداشت. دنیای تصویر با گشودن دریچه‌ای تازه، تنوع و تکثر نشریات سینمایی را بیشتر کرد.&lt;BR&gt;پرونده‌های مفصل و جذاب درباره فیلم‌های شاخص و مطرح سینمای جهان و کوشیدن برای اینکه مجله بیش از هر چیز خواندنی باشد.&lt;BR&gt;دنیای تصویر به واسطه قطع بزرگ‌اش، امکان استفاده بهتری از عکس داشت. به قول دوستی فرق دنیای تصویر با دیگر نشریات سینمایی مثل فرق قطع 70 میلیمتری با قطع معمولی در سینماست. در قطع 70 میلیمتری همه چیز عظیم‌تر از آنچه واقعا هست، بر پرده جلوه می‌کند.&lt;BR&gt;دنیای تصویر در طول 17 سال انتشارش، به ندرت از حد استانداردهای خود پایین آمد، به ندرت از اصلی که از شماره اول بنا نهاده بود، عدول کرد و به ندرت دچار روزمرگی شد. مجله از ابتدا تا همین آخرین شماره‌اش که در اسفند 86 منتشر شد، طراوت و پویایی‌اش را حفظ کرد.&lt;BR&gt;علی معلم در دنیای تصویر برای جذب مخاطب، دنبال خواننده مجله‌های سینمایی دیگر نرفت و به یمن کوشش خود موفق شد مخاطبی را جذب کند که نه به سینمای نخبه‌گرای مورد حمایت مجله فیلم گرایش داشته باشد و نه به سینمای سطحی بازاری، چیزی در میانه و اعتدال. مخاطبان دنیای تصویر طرفداران سینمای جذاب بودند. نخبه‌گرایی روشنفکرانه از آن جنسی که در مجله فیلم دنبال می‌شد، به ندرت در دنیای تصویر مشاهده شده بود.&lt;BR&gt;بسته شدن دنیای تصویر قطعا ادبیات سینمای ایران را تحت تأثیر قرار می‌دهد و قطعا جای خالی‌اش به شدت حس خواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;به نقل از فیلم و سینما اردیبهشت 87&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 May 2008 15:11:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=donyayetasvir&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>donyayetasvir</dc:creator>
<guid>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این همه لطف و سپاس!</title>
<link>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;حدود چهار سالم بود که مادرم مرا از مهد کودک‌ام با اتوبوس شرکت واحد از 3 مسیر به ساختمانی در خیابان کارگر جنوبی می‌برد که محل کار پدرم بود. همیشه فکر می‌کردم که چه چیزی باعث شده است که پدر و مادرم زندگی راحت و آرام خودشان را از بین ببرند و با کار زیاد برای درآوردن یک مجله زحمت بکشند. بعدا که بزرگ‌تر شدم متوجه شدم که آنها نگران فرهنگ این کشور بودند. وقتی می‌دیدم که شب‌ها پدرم با چشمانی خسته از سر کار برمی‌گردد و باز هم با وجود خستگی بعد از ساعات نیمه‌شب شروع به مطالعه برای نوشتن مطلب جدید و بهتری برای چاپ در مجله می‌کند دلم به حالش می‌سوخت و می‌گفتم چه کسی جواب این همه زحمت پدرم را می‌دهد؟ همیشه تصور می‌کردم که شاید روزی پدرم را صدا بزنند و از او به خاطر این همه زحمتی که برای مجله کشیده است تقدیر می‌کنند. مدت‌ها چشم‌انتظار ماندم که روزی از پدرم به خاطر زحمات‌اش تقدیر شود اما نشد! ولی حالا که هفده سال از تاریخ انتشار مجله گذشت، متوجه اهمیت حرف مولانا شدم که در شعر «طوطی و بازرگان» به این اشاره می‌کرد که انسان خوب نباید همه کمال‌ها و زیبایی‌هایش را به دیگران نشان دهد زیرا دیگران ظرفیت آن را ندارند. هفده سال پدرم عمرش را برای یک مجله فرهنگی گذاشت و حالا به جای تشکر با بستن مجله‌اش جواب یک عمر فعالیت هنری‌اش را دادند! آقایان یک بار هم که شده کلاه خود را قاضی کنیم و ببینیم. پس عدالت اسلامی کجا رفته است؟! این چه هیأت نظارتی است که مجلات تأثیرگذار مثبت را در حوزه فرهنگ می‌بندند اما به جریانی که با جسارت به افراد مسلمان جامعه‌ی اسلامی بدون رعایت هیچگونه حقوق شهروندی حمله می‌کند کاری ندارند. عده‌ای که همه را نامسلمان می‌دانید و خودتان را مسلمان! کجای اسلام گفته شده است که بدون دیدن واقعیت به یک مسلمان تهمت ناروا بزنید؟ شما علی معلم را چقدر می‌شناسید که می‌دانید او به کجا می‌رود؟ مگر شما در مقام پیغمبر یا امام یا مرجع تقلید نشسته‌اید که برای آدم‌ها تعیین تکلیف می‌کنید که مبتذل‌اند یا نیستند؟! اساسا کی به شما اجازه داده که درباره‌ی دیگران حرف بزنید و آنها را متهم به کارهای دیگر کنید؟ برای من واقعا جالب و عجیب است که شما از یک مجله فرهنگی فقط چند خطش را می‌خوانید؟ به ما مربوط نیست که شما نگاه مبتذل و فاسد دارید اما اگر شرف دارید نگاه مبتذل و فاسد خود را در جامعه ترویج ندهید زیرا مردم دارای فکرهای مریض نیستند. رهبر معظم انقلاب اشاره فرمودند که امسال سال نوآوری و شکوفایی است اما مثل اینکه برخی اساسا حرف ایشان را متوجه نشدند! منظور ایشان این بود که جامعه به سمت رشد برود و نه ابتذال فرهنگی. آقایانی که در برج خود نشسته‌اید به جای حمله کردن به دیگران سعی کنید برای خود دوست بسازید، دشمن ساختن که کاری ندارد. از پدرم به خاطر این همه زحمت تشکر نکردید باشد عیبی ندارد! مجله‌اش را که بستید عیبی ندارد! اما حداقل حقوق شهروندی را رعایت کنید. احمد معلم (عموی من) شعری در انتقاد از فیلم‌های مبتذل که در این سال‌های اخیر ساخته شده گفته است آن وقت شما این را به معنای تبلیغ فحشا می‌دانید؟! هیأت نظارت بر مطبوعات خطابم به شماست: ممنونم از این همه لطفی که در حق پدرم کردید! پدرم هر شب با اعصابی خرد به خانه می‌آمد و نگران مجله‌اش بود ولی شما به او نشان دادید که اگر یک رستوران می‌زد الان لازم نبود کار کند! آقایان خجالت دارد. حرف‌های دیگران که اساسا مهم نیستند: مهمترین مراکز و شخصیت‌های سینمایی بیانیه دادند، که اصلا اهمیتی ندارد! دو کارگردان مهم کشور نامه نوشتند که اصلا مهم نیستند! پس به ما می‌گویید که چه چیزی مهم است؟! اساسا به ما توضیح دهید که برای شما حرف چه کسی ارزش دارد؟ چه چیزی برای شما ارزش اخلاقی دارد؟ اگر پدر من در وزارت ارشاد آقایان پارتی دارد پس چرا مجله‌اش را بسته‌اند؟ اگر مجله‌ی دنیای تصویر ترویج فساد می‌کند پس خدا به داد مجله‌های دیگر برسد! ارزش اخلاقی را شما تعیین نمی‌کنید ارزش اخلاقی را خدا، پیغمبر، امام و مرجع تقلیدش تعیین می‌کنند. اما به هر حال از همه شما ممنون هستم که به من که پسر علی معلم هستم نشان دادید که دیگر به دنبال کار فرهنگی نروم زیرا دیدم که پدر و مادرم پس از سال‌ها چنین سرنوشتی داشتند. اما بدانید که روزی در مورد شما تاریخ قضاوت خواهد کرد، امیدوارم آن روز جزو آدم‌های بد روزگار نباشید!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امید معلم&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 May 2008 15:09:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=donyayetasvir&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>donyayetasvir</dc:creator>
<guid>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روزنامه کیهان:هيات نظارت تسليم فشارها نشود</title>
<link>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;روزنامه کیهان که یکی از منتقدان اول نشریه سینمایی دنیای تصویر بودند،دیروز در ستون خبر ویژه خود این یادداشت را مبنی بر حفظ رای صادر شده توسط هیئات نظارت مطبوعات منتشر کردند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;عليرغم تصميم قاطع و شايسته «هيات نظارت بر مطبوعات» در اسفندماه 1386 مبن&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 181px; HEIGHT: 126px&quot; height=128 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://bijan-safsari.com/uploaded_images/20061125143649keyhan152-727894.gif&quot; width=181 align=left border=0&gt;ي بر لغو امتياز نشريه سينمايي «دنياي تصوير» و چند نشريه مبتذل ديگر، يك «جريان فشار پنهان» در تلاش است تا اين هيات را وادار به عدول از تصميم شايسته خود كند.&lt;BR&gt;مديرمسئول نشريه «دنياي تصوير» پس از صدور راي لغو امتياز از سوي «هيات نظارت بر مطبوعات» با پشتيباني رسانه اي مدعيان اصلاحات جنجال هاي گسترده اي به راه انداخت و با لحني توهين آميز مدعي شد كه هيات نظارت با اين تصميم خود، «حكم قتل من» را صادر كرده است و اين يك خطر جدي براي سينماي ايران است!!! اين جنجال ها در حالي بود كه نشريه «دنياي تصوير» در دوره انتشار خود مستهجن ترين فيلم هاي سكسي را تبليغ مي كرد و از معرفي آثار سينمايي مروج همجنسگرايي نيز واهمه اي نداشت.&lt;BR&gt;پس از اين جنجال ها، يك مقام ارشد اجرايي در نامه اي دستور رسيدگي به ادعاهاي مديرمسئول اين نشريه سينمايي را صادر كرده بود كه در پي اين دستور «هيات نظارت بر مطبوعات» با بررسي مجدد پرونده «دنياي تصوير» حكم قبلي خود را مجددا تائيد كرد. پس از اين تصميم قاطع، «كانون هاي فشار پنهان» كه از احياء جريان ابتذال سينمايي - كه داراي منافع اقتصادي كلان براي مافياي سينما است - نااميد شده بودند، از دري ديگر وارد شده اند و مي كوشند با واسطه كردن برخي از هنرمندان خوش نام، فشار خود را بر «هيات نظارت بر مطبوعات» با هدف تجديدنظر در راي لغو امتياز «دنياي تصوير» و يك نشريه ديگر افزايش دهند.&lt;BR&gt;گفتني است روزنامه كيهان پيش از اين در مقالاتي مانند «نيمه پنهان منتقدان سياه» (2 تير 1386) و «مروري بر ابتذال يكي از نشريات سينمايي» (8 ارديبهشت 1387) و... كارنامه سياه نشريه «دنياي تصوير» را به نحو مستند مورد نقد و بررسي قرار داده است و در آينده نزديك، ماهيت جريان ابتذال سينمايي را كه داراي منافع سرشار اقتصادي از رهگذر گسترش فحشا در جامعه است، بازخواني خواهد كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://kayhannews.ir/870223/2.htm#other209&quot; target=_blank&gt;روزنامه کیهان(دوشنبه ۲۳ اردیبهشت)&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 May 2008 12:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=donyayetasvir&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>donyayetasvir</dc:creator>
<guid>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روزنامه کیهان:مروري بر «ابتذال» يكي از نشريات سينمايي</title>
<link>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=Tahoma size=3&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;FONT size=2&gt;يادم مي آيد چند سال پيش روزنامه ها از قول يك مقام قضايي نوشتند: «امروز صداي دزد از صداي صاحبخانه بلندتر شده است!» &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 166px; HEIGHT: 99px&quot; height=108 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://bijan-safsari.com/uploaded_images/20061125143649keyhan152-727894.gif&quot; width=184 align=left border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;همان موقع ماهنامه گل آقا كاريكاتوري را چاپ كرد كه دزدي در حال فرياد زدن بر سرصاحبخانه بود و او را ملامت مي كرد كه به چه حقي تا نيمه هاي شب بيدار مانده و مانع از كسب و كار دزد مذكور شده است! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;چند روز پيش وقتي يكي از دوستان قديمي ام در وزارت ارشاد خبر از اعتراضات مدير مسئول ماهنامه لغو مجوز شده داد، ناخودآگاه ياد آن كاريكاتور افتادم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;اواخر سال گذشته بود كه در روزنامه كارگزاران، خبر لغو ماهنامه دنياي تصوير را خواندم. كارگزاران علاوه بر درج خبر، يادداشت هايي را از استادان مسلم عرصه سينما و مطبوعات، از جمله هنرپيشه جوان يك فيلم به چاپ رسانده بود كه اين تصميم هيأت نظارت را با ديدي كاملاً حرفه اي مورد انتقاد قرار داده بود!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;خوب چه كسي مي تواند اهل سينما يا مطبوعات باشد و« دنياي تصوير» را نشناسد؟ مجله اي سينمايي، با 17 سال سابقه انتشار كه مدير مسئول آن كسي است كه با خيلي از كارگردانان و هنرپيشگان معروف، روابط نزديك و دوستانه دارد. خوب خوش به حال او مي تواند به راحتي با يك مقام مسئول ارتباط برقرار كند و از او قول مساعد جهت احياي نشريه اش را بگيرد. كاري كه اكثر مديران مسئول 8 نشريه ديگر كه مجوزشان همزمان با دنياي تصوير لغو شد، نتوانستند بكنند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;برخي از اهالي سينما چند وقت پيش در نامه شان، خواستار احياي نشريه وزين و تخصصي مذكور بودند و بيتي از حافظ را نيز شاهد حرف خود آورده بودند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;گر مي فروش حاجت رندان روا كند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;ايزد گنه ببخشد و دفع بلا كند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;البته من به دليل فقر ذوق و شعور هنري هر بار كه طرح روي جلد «دنياي تصوير» را مي ديدم، عليرغم نظر خواجه شيراز، احساس مي كردم ايزد به جاي دفع بلا، نزول بلا را بر ما مقدر كرده است و اين را به دوست ارشادي ام مي گفتم. اما او در جواب چيزهايي مي گفت كه من هيچ وقت باور نداشتم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;(رانت آقاي «مدير مسئول» در ارشاد و سيطره او بر سينماي ايران و...) رأي هيأت نظارت بر مطبوعات ثابت كرد كه همه اينها، ساخته و پرداخته ذهن افرادي است كه مرعوب قدرت هاي خيالي هستند يا هميشه، توهم وجود «پدرخوانده» را در ذهن دارند. همان هايي كه فكر مي كنند در اين مملكت هر كس مي خواهد فيلمي بسازد كه فروش داشته باشد و نقدها بر آن نوشته شود و مورد توجه قرار بگيرد، بايد با معلم و محمدرضا شريفي نيا همراه و همسو باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;مدير «دنياي تصوير» فقط يك مدير مسئول بود و يك فعال سينمايي است. چرا مي خواهيم چيزي را به او نسبت بدهيم كه برايش دردسرساز باشد؟! يك روزنامه نگار بود كه نشريه اش را براساس اعتقاداتش منتشر مي كرد. اعتقاداتي كه نمود آن را مي شد بر روي جلد خيلي از شماره هاي دنياي تصوير ديد. چه كسي است كه نشريه لغوامتياز شده مذكور را بخواند و عكس هاي چشم نواز! روي جلد شماره هاي 162 و 165 و 167 و 169 و 170 و 178 و 179 و 176 و 182 و خيلي شماره هاي ديگر را فراموش كند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;من شخصاً نمي توانم صفحه 47 شماره 172 را به فراموشي بسپارم. توضيحات دقيق ستون معرفي فيلم را خوب به ياد مي آورم: «... اگنس ]يكي از شخصيت هاي فيلم معرفي شده[ در يك نوشكده زنان هم جنس خواه در اوكلاهاماي آمريكا كار مي كند... بيشتر اوقات فراغت خود را صرف نوشيدن مي كند. با مردي به اسم پيتر آشنا مي شود. در همان شب اول آشنايي از پيتر مي خواهد كه شب را در اتاق هتل پيش او بماند...»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;البته پرواضح است كه دنياي تصوير فقط داستان فيلم را، آن هم در حد يك صفحه توضيح داده است و اين اصلاً ترويج فرهنگ غيراسلامي نيست و به هيچ وجه مخاطب را به تماشاي اين فيلم- كه شايد كمي، فقط كمي مبتذل باشد- تشويق نمي كند. چون در هيچ جاي اين متن نيامده است كه: «مخاطب عزيز! عاجزانه خواهشمنديم اين فيلم را ببينيد». اصولاً آقاي «مدير مسئول» از كسي خواهش نمي كند. اصلاً خواهش يعني چه؟ پس لابي به چه درد مي خورد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;به نظر من شايسته بود كه از اين آقا تقدير و تشكر هم بشود كه در شماره 172، صفحه 78 همه ما را با اين حقيقت بزرگ و اساسي آشنا كرد كه «آنجلينا جولي»، نه يك هنرپيشه فاسد، كه فردي «نوعدوست» و يك «ستاره بين المللي» است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;اين علي معلم «مدير مسئول» نشريه بود كه ما را آگاه كرد جولي در چه سالي متولد شده و پدرش كه بوده و مادرش كه بوده و اينكه او «دختر با استعداد»ي است و «در رگ هايش خون بريتانيايي، فرانسوي، كانادايي و سرخپوستي جريان دارد». هر چند عده اي اين مطالب را در شأن نشريات زرد مي دانند، اما بنظر من اين حق يك نشريه كاملاً تخصصي سينمايي است كه ما را با آباء و اجداد جولي و شوهر اول و دوم و سوم او آشنا كند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;اختصاص چندين صفحه در چند شماره متوالي به زندگي نامه نيكول كيدمن، زن فاسد هاليوودي و تمجيد از وي، كاملاً در حيطه تخصصي دنياي تصوير است. خصوصاً كه براي اين سلسله نوشتار بسيار ارزشمند، از عنوان «آرامش در حضور ديگران» استفاده شود كه ما را به ياد شاهكار!!! ناصر تقوايي بيندازد كه كمي(از نظر دنياي تصوير)، فقط كمي مبتذل است. اما به هر رو شاهكار است!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;دنياي تصوير دريچه هاي جديدي را به روي من گشود. بعد از اينكه در صفحه 36 از شماره 174 با فيلم «اوان توانا» آشنا شدم و نقد دنياي تصوير را بر آن خواندم، به تماشاي آن ترغيب شدم. البته فقط من هستم كه به دليل بعضي ويژگي هاي شخصي ام، بعد از خواندن معرفي و نقد فيلم به تماشاي آن راغب مي شوم و احتمالاً ساير خوانندگان هرگز چنين تمايلي پيدا نمي كنند. بعد از تماشاي فيلم دريافتم كه اين اثر، فقط با هدف تمسخر رسالت الهي حضرت نوح علي نبينا و آله و عليه السلام ساخته شده است. پيامبري كه به نص قرآن بر همه ما لازم است به رسالت الهي او ايمان داشته باشيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;دنياي تصوير مرا با فيلم «جيا» و «چاك ولري» آشنا كرد كه هر دو، فيلم هاي هم جنس گرايانه هستند. همچنين فيلم غروب، كه موضوع آن يك رابطه مثلثي (رابطه نامشروع يك زن با دو مرد به صورت هم زمان) است. رابطه اي كه دنياي تصوير آن را «پرشور و گيرا» توصيف كرده و «درخشش» هنرپيشگان آن را «عالي و كم نظير» دانسته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;بعضي وقتها با خواندن دنياي تصوير خارخاري در دلم ايجاد مي شد كه نكند دوست ارشادي ام راست بگويد و علي معلم رانتي در ارشاد داشته باشد! اين خيال باطل آنگاه در ذهنم شكل گرفت كه دنياي تصوير در شماره 171 به تمجيد از «ديويد لينچ» و «لورا درن» پرداخت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;مي دانم كه تماشاي فيلم هاي لينچ در آمريكا و اروپا با محدوديت سني روبرو است. اگر مي خواهيد بيشتر در مورد لينچ بدانيد به شماره 16 فصلنامه سينما و ادبيات رجوع كنيد. در صفحه 26 آن آمده است: «... عنصري كه لينچ براي پيشبرد هدف خود بسيار از آن استفاده مي كند، نمايش عريان مناسبت هاي جنسي است. شايد اين عرياني ظاهري قرينه اي بر عرياني دروني شخصيت ها باشد... خبرنگاري در مصاحبه با لينچ، برخي فيلم هايش را داراي كاركرد جنسي برمي شمارد...»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;نوشتن از محتواي آثار لينچ براي من ناخوشايند است، اما مي توانيد در صفحه 39 از همان شماره سينما و ادبيات اطلاعاتي را در اين باب كسب كنيد و دنياي تصوير تمجيد مي كند از ديويد لينچ و لورا درن، هنرپيشه وفادار به او و بازيگر فيلم هاي پورنوگرافي.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;حيف از دنياي تصوير كه لغو مجوز شد و ذوق هنري نويسندگان آن را از دست داديم. عمق فاجعه را آن گاه مي فهميد كه شعر زيباي صفحه 73 از شماره 171 را بخوانيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;بده فيلم هايي كه حال آورد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;كرامت فزايد كمال آورد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;بده يك دو سي دي تماشا كنيم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;تماشاي آن قد و بالا كنيم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;پري هاي زيبا به فيلم اندرند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;كه دل از تماشاچيان مي برند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;تو هم گر نگاهي به آنها كني&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;دگر ترك اين جام و مينا كني&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;اگر مي خواهيد بدانيد تعطيلي دنياي تصوير چه ضربه اي به فرهنگ اين مملكت وارد كرده است، حتماً عكس هاي جشن دنياي تصوير را در اينترنت ببينيد!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;اگر دنياي تصوير احيا شود، چنانچه آقاي معلم مايل است همه مدعوين اش در جشن حاضر باشند، ناچار است آن را تا پايان طرح مبارزه با بدحجابي و ارتقاي امنيت اخلاقي به تعويق بيندازد. راستي، چه كسي بود كه مي گفت جشن دنياي تصوير، جشن ابتذال است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;توضيح:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;¤ روزنامه كيهان از اينكه براي نشان دادن ماهيت مطبوعات مبتذل، گاهي مجبور به نقل قول از مطالب غير اخلاقي آن نشريات است، عذرخواهي مي كند. مخاطبان و صاحبنظران ارجمند مي دانند كه ارائه تصويري واقعي از آنچه كه در چنين نشرياتي مي گذرد، مستلزم چنين نقل قول هايي است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;باب اين نقد و بررسي را مفتوح مي گذاريم و در آينده اي نزديك عملكرد سياه برخي از نشريات مبتذل سينمايي را براي خوانندگان ارجمند روايت خواهيم كرد...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;A href=&quot;http://kayhannews.ir/870208/10.htm#other1001&quot; target=_blank&gt;مصطفي روزبهاني(روزنامه کیهان-یکشنبه ۸ اردیبهشت)&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 May 2008 11:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=donyayetasvir&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>donyayetasvir</dc:creator>
<guid>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در گیری شدید لفظی مجیدی بایکی از اعضای هیات نظارت بر مطبوعات</title>
<link>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;                   &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 301px; HEIGHT: 176px&quot; height=175 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1386/12/19/6300_507.jpg&quot; width=307 align=middle border=0&gt;            &lt;BR&gt; شنیده می شود مجیدی که برای رایزینی وگفت وگو درزمینه حل مشکل لغو امتیاز ماهنامه های دنیای تصویر وهفت در جلسه هیات نظارت برمطبوعات شرکت کرده ،در گیری لفظی شدیدی با یکی از اعضای این هیات داشته است.&lt;BR&gt; مجیدی چندی پیش به همراه تعدادزیادی از سینماگران خواستار حل مشکل لغو امتیاز ماهنامه هفت ودنیای تصویر شده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 May 2008 22:13:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=donyayetasvir&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>donyayetasvir</dc:creator>
<guid>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صفار هرندی:من تنها هستم ولی باز هم وساطت کردم!</title>
<link>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;P class=textView align=justify&gt;در پي لغو امتياز دو نشريه‌ي هنري و سينمايي «هفت» و «دنياي تصوير» در اواخر سال 86، ت&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://64.40.99.49/Thumbnails/pics/1385/7/Art/wh120-12.jpg&quot; align=left border=0&gt;ا كنون سينماگران و هنرمندان در نامه‌هاي جداگانه به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي،خواستار فراهم شدن شرايط انتشار اين دو نشريه‌ي شدند. &lt;BR&gt;وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در حاشيه‌ي بازديد از نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران در پاسخ به آخرين وضعيت اين دو مجله خاطرنشان كرد: من يك عضو هيات نظارت برمطبوعات هستيم و به عنوان يك عضو وساطت خود را كرده‌ام. &lt;BR&gt;محمدحسين صفارهرندي روز گذشته يادآور شد: اين قضيه چندان به من ارتباطي ندارد. درباره‌ي اين موضوع هيات نظارت &lt;BR&gt;بر مطبوعات بايد تصميم بگيرند و من تنها يك عضو هيات نظارت بر مطبوعات هستم كه با صحبت‌هايي كه داشته‌ايم وساطت خود را در اين‌باره انجام داده‌ ام.&lt;/P&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-1127619&quot; target=_blank&gt;خبرگزاری ایسنا&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 May 2008 12:37:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=donyayetasvir&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>donyayetasvir</dc:creator>
<guid>http://donyayetasvir.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
